مرتضى راوندى

12

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و بررسيهاى علمى نشان مىدهد كه نباتات و جانوران از آغاز امر به شكل كنونى نبوده‌اند بلكه كم‌كم ساختمان مادى آنها كامل شده است . دانشمندان معتقدند در طول ساليان دراز در كرهء زمين مواد بغرنج آلى تدريجا به وجود مىآمدند ، تا اينكه بالاخره مواد از ته يا پروتيدها كه سرمنشأ حيات از آنهاست به وجود آمدند و اين حادثه تقريبا در يك ميليارد و نيم سال قبل به وقوع پيوست . از روى دلايل مىتوان گفت كه زندگى براى اولين‌بار در اعماق درياها و درياچه‌هاى كم‌عمق به وجود آمد . در نتيجهء جريان تكامل ، طى قرون ، در روى زمين جانوران بزرگتر و كاملترى به وجود آمدند تا اينكه تقريبا يك ميليون سال قبل ، از ميمونهايى كه روى دو پا راه مىرفتند ، تحت تأثير كار و گفتگوهاى صوتى ، اولين انسانها به وجود آمدند . عقيدهء دانشمندان درميان دانشمندان نخست « بوفون » « 20 » ( 1707 تا 1788 م . ) به - مفهوم تغييرپذيرى انواع و ظهور انواع جديد پىبرد و در آثار خود نوشت كه كليه حيوانات از يك حيوان پديد آمده‌اند و كيفيات خارجى : درجهء حرارت ، اقليم ، غذا ، با همكارى زمان ، در تحول و تكامل موجود زنده مؤثر مىباشد و در اين جريان ، همواره ناقصترين ، ظريفترين ، كم‌كارترين و بيسلاح‌ترين انواع ، نابود شده و يا نابود خواهند شد . پس از بوفون « لامارك » « 21 » طبيعىدان مشهور فرانسه ( 1744 - 1829 م . ) بعنوان يك فرضيه ، نظريهء تحول را به زبانى علمىتر بيان كرد . پس از او داروين « 22 » دانشمندان معروف انگليسى ( 1809 - 1882 م . ) نظريهء اصل انواع و انتخاب طبيعى را بطور روشنى بيان كرد . وى در كتاب خود نوشت كه در نتيجهء جنگ عمومى كه براى بقا و حفظ زندگى روى مىدهد همواره عضو زائد و ضعيف از ميان مىرود و پيروزى نصيب موجودى مىشود كه بهتر بتواند خود را با محيط جديد سازگار كند . داروين در اثر معروف خود به عنوان بنياد انواع ثابت كرد كه انسان از تكامل حيوانات پديد آمده و يكى از شاخه‌هاى ميمونهاى قديمى است ؛ بدين معنى كه يكى از پستانداران در پيدا كردن غذا و پناهگاه مهارت بيشترى نشان داد و در گرفتن شكار پاهاى جلو خود را به كار برد و تدريجا پاهاى خود را مبدل به نوعى دست كرد و پس از تمرينهاى متمادى توانست بدن خود را روى رانهاى عقبى راست نگاه دارد . اين كار به حدى دشوار است كه هنوز اطفال كوچك بايد مدتى آن را تمرين كنند . اين موجود ، شكارچى ماهرى بود ، بطور دسته‌جمعى حركت مىكرد و هنگام بروز خطر ، اصوات عجيبى از خود درمىآورد . اين حيوان كه نيمه‌حيوان و نيمه‌انسان بوده نخستين جد ماست . داروين در جواب كسانى كه نظريات او را تحقير مقام انسان مىدانستند ، گفت : « انسان نبايد اين موضوع را دربارهء خود تحقيرى بپندارد ، برعكس مىبايد افتخار كند كه در طول ميليونها سال سعى و زحمت و در نتيجهء تكامل تدريجى ، داراى ساختمان كامل امروزى شده است . » سپس مىنويسد : « اگر بدن انسان از مس يا طلا به وجود مىآمد آنوقت ممكن بود معتقد شويم كه انسان بطور جداگانه آفريده شده و هيچ نزديكى و ارتباطى با حيوانات ندارد ،

--> ( 20 ) . Buffon ( 21 ) . Lamarck ( 22 ) . Darwin